من.ساده

دفتر خط خطیهای یک منِ ساده

بعد از تو جوری زندگی خواهم کرد
که ماه بعد از سپیده
و مترسک در پاییز...
و جوری خواهم مُرد
که پیله بعد از پروانه
و آدم برفی در فردا...
بعد از تو تمام شب های من آفتابگردانی میشود...

من.ساده

برای اطلاع از مطالب جدید، ایمیلتان را وارد نمایید:

(لطفا بعد از ثبت ایمیل، وارد ایمیل خود شده و فعالسازی را انجام دهید)

  • ۲۲ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۱۶ سلفی

۰۰:۰۹۲۴
مهر
لذت زاید الوصفی هست در آخرین لقمه غذای کسی که نان و پیاز و سبزی و کبابش را تا آخر خوب مدیریت کرده. اولی ها را با نان زیاد برداشته؛ فقط برای هدف کوتاه مدت سیر شدن. و ذخایری از کباب و سبزی باقی گذاشته برای لذت اساسی لقمه پرملات آخر. مزه لقمه آخر از این جهت که زیر زبان باقی می ماند خیلی مهم است. شما هم با این نکته موقع خوردن مغز بادام آشنا شده اید؛ وقتی مغز آخری که اتفاقا ترگل ورگل تر از بقیه بود و کف دستتان بعنوان سوگلی نگهش داشته بودید از بد حادثه تو زرد از آب در می آید و کل مشت مغز بادام را زهر مارتان می کند.
القصه؛ عاقبت بخیری چیز خوبیست!
عمر طبیعی آدمیزاد به این شکل است که اگر هم خوب مدیریت شود شاید نهایتا آخرش مغز بادام تلخ نصیبمان نشود. اما متاسفانه کشش لقمه چرب پرملات کباب را ندارد.
این است که بعضی ها شهید می شوند..
۱۱:۳۶۰۵
شهریور
باید در قواعد زبان تجدید نظر کنند؛ این چیزی که نامش زبان حال است، یک کوه گذشته با خود دارد. و همین می شود که بعضیها زبان مادریشان با ما یکی ست، اما فهمیدنشان سخت است.
از این هم که بگذریم، وجه تسمیه "حال" چیست؟ اسمش را اینگونه گذاشته اند که فکر کنیم چون اکنون است باید "حال" کنیم؟!
یا مثلا جمله "او رفته است"...
کجایش گذشته است؟! امید و وعده بازگشت پیش کش این زبان، اما اقلا چرا آینده نباید قانونا هیچ درکی از این رفتن داشته باشد..؟
نمی دانم این از نفهمی زبان است یا خودش را به نفهمی زده تا در فراموشی کمکمان کند؟

رونوشت: غلامعلی حداد عادل :)
۱۹:۱۶۲۲
مرداد

داعشی که با کوه غیرتمان سلفی گرفت

یا امیدی که با صحن بی غیرتی مان!


از این زاویه کدام برتری دارد؟

۱۹:۱۰۰۴
مرداد
کاش آدرس دیگری هم داشتیم
جایی که گاهی خانه نباشیم
وقتی پستچی غم می آورد :(

پ.ن: صدقه را جدی بگیریم..
۰۱:۲۵۰۹
تیر

از بهشت بیرون پریده ایم

و اینقدر دست و پا میزنیم تا بمیریم

برای ماهی ها هم خنده دار است!

ما قسمت بالا و پایین پریدن بیرون از تُنگ را زندگی نامیده ایم..

۱۹:۳۹۲۴
خرداد

قرآن نه آنچه که تفسیر این و آن
قرآن صراحی یک غصه سترگ
قرآن دوای زخم
نه!
یک چاک روی سر
قرآن درون
و برای شبی بزرگ
قرآن، ضماد
گرفتن بروی سر
اصلا نزول کرد که باشد دوای زخم
زخمی که درد می کند از تیغ ملجمان
زخمی که فرق آدم آدم کشیده است
از آدمی که غرقه آدم نبودن است
۱۸:۱۹۱۷
خرداد
امروز هفده خرداد 96
اول*) 6 راس جلاد 17 تن را شهید کردند و شهری را ترساندند
دوم*) و همگی کشته شدند.
هرکدام یک بار، مثل چندصد تروریست دهه 60 که هفده هزار بار اعدام نشدند!

آهای تاریخ، هفده هزار دهه 60 کجا و هفده خرداد 96 کجا
آهای شهر خفته
اگر دیروز با صدای ولی از خواب بیدار نشدی
امروز با لگد چکمه وحشت بیدار شو
تا 30 سال بعد باز جای اول* و دوم* عوض نشود
و جای جلاد و شهید
و جای مزدور و مدافع..


حضرت آیت الله خامنه ای (14خرداد96): دهه‌ی ۶۰، یک دهه‌ی مظلوم است... و اخیراً به‌وسیله‌ی برخی از بلندگوها و صاحبان بلندگوها مورد تهاجم... دهه‌ی ۶۰، دهه‌ی آزمونهای بزرگ و دهه‌ی پیروزی‌های بزرگ است...دهه‌ی ۶۰، دهه‌ی خشن‌ترین تروریسم در کشور است... هفده هزار انسانِ باشرفِ باشخصیّتِ ارزشمند در این تروریسمِ دهه‌ی ۶۰ فدا شدند، که در میان اینها شخصیّت‌هایی مثل شهید مطهرّی و شهید بهشتی حضور دارند...اهل تأمّلند و راجع به دهه‌ی ۶۰ قضاوت میکنند، جای شهید و جلّاد عوض نشود!
۱۶:۴۱۰۴
خرداد

من از برقی که صدایش به زمین نرسد بیشتر میترسم
حادثه باید خیلی تلخ باشد که صدایش را در نیاورد؛ ابری که از نمایان شدن اشکهایش ابایی ندارد..!