من.ساده

دفتر خط خطیهای یک منِ ساده

بعد از تو جوری زندگی خواهم کرد
که ماه بعد از سپیده
و مترسک در پاییز...
و جوری خواهم مُرد
که پیله بعد از پروانه
و آدم برفی در فردا...
بعد از تو تمام شب های من آفتابگردانی میشود...

من.ساده

برای اطلاع از مطالب جدید، ایمیلتان را وارد نمایید:

(لطفا بعد از ثبت ایمیل، وارد ایمیل خود شده و فعالسازی را انجام دهید)

  • ۳۱ تیر ۹۵، ۰۹:۱۸ - لولی وش زیبا...

۱۹:۴۳۰۵
اسفند

شاید که نه

حتما هم اما نه!

جایی در آن میان هست؟

به اندازه قبری

یا کسی 

که فاتحه ای بخواند؟

به گمانم من آنجا مُرده ام..

۰۰:۵۰۲۵
مهر
هرچقدر هم اگر پهلوی بشوم
پرنده تر از آنی که تخته قاپویت کنم
ترجیح می دهم تنور کهنه زمینی باشم
و منتظر بمانم تا زمستان بعد برگردی و روشنم کنی
۱۱:۳۶۰۱
مهر

مثل ابری که در دلش باران

مثــل تیــر و زه کمــانداران

پُرم از میــل بارش امـا تـــو

پری از ترس های گِل کاران

۱۶:۰۶۱۵
مرداد
دو حالت دارد؛
اگر دومی شد
این صبر را هم با خودم به گور می برم
تا آنجا بتوانم آرزوی بودنت را نکنم..!
و چه خوب که تاریک است،
احتمالا نفهمم صبح شده آنجا
و هر بار شاکی نشوم که باز به خوابم نیامدی..
۱۷:۴۸۰۹
تیر

روزگارم دفتر نقاشی است

چیزهایی هست

که نه می توان گفت نه نوشت

باید کشید

چیزهایی مثل درد

۰۸:۳۲۰۵
تیر

دیگر زمین نُت های نمناک سکوت مرد تنها را
در گوش چاهی نشنود شب ها
دیگر کسی بابای دنیا نیست
لالا زمین
لالا زمینی ها
۰۰:۳۶۱۸
خرداد

در بیخبریها نه فقط نای

نه تنها چشمم

از بس که اشک،

گونه من درد میکند..

۱۹:۱۱۲۵
بهمن

جان داده ترین

جان داده ترین زنده دنیاست

باور نکنی!

زندگی این منِ بی تو...