من.ساده

دفتر خط خطیهای یک منِ ساده

بعد از تو جوری زندگی خواهم کرد
که ماه بعد از سپیده
و مترسک در پاییز...
و جوری خواهم مُرد
که پیله بعد از پروانه
و آدم برفی در فردا...
بعد از تو تمام شب های من آفتابگردانی میشود...

من.ساده

برای اطلاع از مطالب جدید، ایمیلتان را وارد نمایید:

(لطفا بعد از ثبت ایمیل، وارد ایمیل خود شده و فعالسازی را انجام دهید)

  • ۱۹ فروردين ۰۰ ، ۰۰:۲۷ شور
  • ۱۷ مهر ۰۲، ۲۳:۵۲ - خون بهای عشق :)

۱۵:۴۹۱۵
خرداد

پیش از این تنها تکه ابری بودم، مست از غرش و بارش دیروز، مغرور از بهت کوهها در رعد دیشب، غرق در تماشای بازی بچه آهوها لابلای تراکم جنگل.
تا آن گاه که کمی بعد از ظهر، بادی وزیدن گرفت و دلشوره ای غریب به تمام جنگل انداخت. دسته پرنده ای از زیر سایه ام هراسان به هوا برخواست و آهوها نگران، به افق خیره شدند. از افق، غرشی شدید دلم را لرزاند.
پرنده ای بزرگ از رنگ آسمان، با سرعت به سینه ام تاخت. رعب صدای بال زدندش بر جان کوهستان، کم از رعد شبانه من نداشت. 
گفتم از جان من چه می خواهی؟ گفت هیچ، خسته ام، راه طولانی بود و من دلی با زخم های بزرگ در سینه دارم.
آرامش عجیبی داشت، گفت:
بالهایم توان اوج بیشتر را ندارد، برای من تو نقطه عروجی. من در این اوج دوردست، ساحل آرامشم را یافته ام. وعده گاه من سینه توست و من مشتاق این قرارم. 
گفتم تو مشتاق، و من بی خبر؟ 
گفت چیزی نپرس، تو همان ابر بلندی باش که ققنوس را به آغوش می کشد. پرنده گفت و در دلم آتشی انداخت؛ و بعد از آن همانجا در آغوشم آتش گرفت.
من در آن بعد از ظهر سوختن قلب زخمی ققنوس را از نزدیک در آتش دیدم. و تا شب، تا وقتی چشم کار می کرد، از دور نظاره گر جسم سوخته بی جانش بودم، و در انتظار جان گرفتن و دوباره پر زدنش چهارقل از لبم نمی افتاد.
کم کم به او نزدیک شدم، سرد و بی جان بود، آتش تمام خستگی جانش را با خود برده بود.
من تا پیش از این نمی‌دانستم، معنی آغوش را، اما تا خود صبح جسم سوخته اش را در آغوش گرفتم. من نمی دانستم معنی دلتنگی را، معنی گریستن را، معنی انتظار را. من تا خود صبح نمی دانستم، معنی هارداسان را..

۰۰:۰۰۲۳
آذر

نگاه کن
چه زود بزرگ شدی،
و من چه زود پیر شدم
چقدر دلم برای کودکیهایت تنگ شده
و دل آغوشم برای آرامشت
و دل چشمانم برای تماشای اولین یوما گفتنت
آه پسر غزه
آه از بمب
چه زود شهید شدی..

۰۰:۰۴۲۱
آذر

روزی همه چیز سرجایش خواهد بود؛
آرامش در خواب کودک غزه،
و پریشانی در روح حاکمان عرب.
صاحبان زر و زور و تزویر؛
مفت خوران رو سیاهِ نفتِ سفید؛
تا حساب دنیا وارونه است، به خواب سنگینتان ادامه بدهید،
که فصل بیداری نزدیک است..

۲۰:۴۸۲۳
شهریور

بخت که با من نبود،

گفتم کاش با تو هم نباشد.

چون نمیدانستم چگونه شرح دهم،

بی تو بودن را،

برای روزگاری که با توست.

۱۲:۱۳۱۵
خرداد

گاهی فکر میکنم اگر برعکس بود چه می شد؟
اگر حضرت خمینی جوانتر بود و ما داشتیم امروز فکر می کردیم آیا او می تواند جای حضرت خامنه ای را بگیرد؟
خمینی با همان روحیات که در فیلمها میبینیم را می گویم، فقط هنوز بت شکن و تاریخ شکن و امام امت نشده است. 
فکر می‌کنید جوابتان چه بود؟
من فکر می کنم با خودمان می گفتیم هیچ کس نمی تواند جای خامنه ای خیبر شکن را بگیرد!
خمینی خوب است، اما نگه داشتن این کشور میان این طوفان کار هرکسی نیست.. آمریکایی که چندبار تا مرزهای ما با رنگهای مختلف آمده، چندبار از درونمان با طرحهای مختلف شورش درست کرده حالا دارد اثاثش را جمع می کند و از خاورمیانه ی دلبرانه اش می رود. 
عارف بودن کافی نیست، باید مثل خامنه ای دانشمند و استراتژیست باشد!
به خدا پناه می برم اگر در این مثل حضرت روح الله چیزی کمتر از آنچه بود تصور شد، خمینی عزیز ما را تاریخ دیگر نخواهد آورد، اما مکتب ما اینچنین است، غرق در هرچه بشوی هم او خواهی شد. همچون خامنه ای که خمینی دیگر شد و ابلهانی هنوز برایش منزلتی پایین‌تر از امام راحل قائلند.
ابلهان نمی فهمند که اینان غرق در ولایت مهدی فاطمه اند..
بلند باد عمر رهبر مسلمانان مقاوم جهان، حضرت امام خامنه ای

۰۰:۴۶۱۵
خرداد

سلام بر تو
روزی که آمدی
تا پشتش به کوه باشد
ملتی که دیگر خمینی نداشت

۰۰:۲۶۲۵
تیر

اینکه اعمالت را نشانت می دهند درد دارد؛

اما دردناکتر آنجاست که می بینی داشت می دید..

۰۰:۳۳۰۸
ارديبهشت

تقدیر نگذاشت چشمانت بیش از این روزی ام باشد

من از ابتدا هم پذیرفته بودم سهم دنیای من نیستی

اکنون روزگار دستانت را از من گرفته

اما تا دلت بخواهد هوایم از عطر تو سرشار است

از آن نیمه شب که شیشه عطر تو شکست

با هر سرد و گرمی در روزگارم انگار باد می شود

عطر تو می وزد

بوی سیب

بوی فرودگاه بغداد

بوی رقص در خون

بوی تشنه ی زار

بیخیال #دیپلماسی ای که پاره پاره شدنت در #میدان را نمی فهمد

بیخیال بچه (ننه) ی انقلابی که سکه های فدا نشدن دیپلماسی اش را هم گرفته است!

من با هر سرد و گرمی که عطر تو را بیاورد خوشم

بگذار سرد و گرم کنند

عطر تو بیشتر می پیچد

بگذار فتنه کنند

خون یاران حسین (ع) زنده تر می شود..

إنّ لِقَتلِ الحُسینِ حَرارَةً فی‌ قُلوبِ المُؤمِنینَ لاتَبرُدُ اَبَداً