من.ساده

دفتر خط خطیهای یک منِ ساده

بعد از تو جوری زندگی خواهم کرد
که ماه بعد از سپیده
و مترسک در پاییز...
و جوری خواهم مُرد
که پیله بعد از پروانه
و آدم برفی در فردا...
بعد از تو تمام شب های من آفتابگردانی میشود...

من.ساده

برای اطلاع از مطالب جدید، ایمیلتان را وارد نمایید:

(لطفا بعد از ثبت ایمیل، وارد ایمیل خود شده و فعالسازی را انجام دهید)

  • ۱۹ فروردين ۰۰ ، ۰۰:۲۷ شور
  • ۱۷ مهر ۰۲، ۲۳:۵۲ - خون بهای عشق :)

۸۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دلنوشته» ثبت شده است

۲۰:۳۲۱۸
بهمن

شکست خورده ترین؛ سربازیست که تا آخر شطرنج

از همه حرکات فقط نگاه را می تواند...

باخته،

چون زود تاخته!

و همین که او "مهره سوخته" است یعنی کسی حجم طولانی سوختنش را نفهمیده...

۱۸:۰۸۲۴
دی

تمام حق ستار الذنوبی خدا را هم بجای آرَم،

تمام شهر میفهمد چه کاری با دلم کردی...

۱۱:۲۳۱۱
دی
سفرت "کاری" تر از این حرفها بود
اما تو می توانی مرا "شکسته" بخوانی...
با نیت قضا..!
۲۱:۳۵۲۲
آبان

رقیب تو پس از تو روزگارِ ناگوار بود...

کپیِ بعضِ اصل تو... چو قاتلی پیِ نشانی من است

رقیب من که از کفم تو را ربود... به مهربانی من است؟

:(:

۰۸:۵۵۱۲
تیر

حال آتشکده ای را دارم که اسلام آورده است

از ترس خاموشی با گاز شهری تقیه کرده ام!

من مدتهاست هوایم با هوای شهر یکی شده...

۱۰:۴۴۱۷
ارديبهشت

دل من دست تو مثل چاقوی ابراهیم،
به زبان آمده با اشک سخن میگوید:
دست تو یامرنی:
دل بیچاره ببُر!

حلق این عشق بدر!

صاحبم ینهانی:
چاقوی کوچک تو دسته خود را ببُرد؟!

شهر هرت است مگر؟

۲۳:۱۵۲۹
بهمن
خس خس خس
مثل صدای پاهای پیرمرد خسته، که جان ندارند تا به خاک کشیده نشوند
مثل صدای جاروی رفته گر، که نصفه شبی وقتی میشنوند فقط به پنجره میگویند آخی... کاش تو هم میخوابیدی
خس خس خس... خسته خسته خسته
جارویش را رها نمیکند، ریه هایت در این شهر همیشه نصفه شب و 
۲۳:۳۵۰۳
بهمن

ماهی قرمز

بعضی خاطره ها را
پاک که میکنی، لبخند میزنی؛
زورکــــــی!
مثل لبخند ماهی قرمزی که تا لنگ ظهر کنار تنگ خوابیده
انگار که دیشب خواب خوبی دیده باشد
خواب خوب پروانه شدن...