برای اطلاع از مطالب جدید، ایمیلتان را وارد نمایید:
(لطفا بعد از ثبت ایمیل، وارد ایمیل خود شده و فعالسازی را انجام دهید)
نوروزت پیروز!
هه!
ببین! من هنوز همان کهنه شکسته ام! نوروز خودت پیروز!
من بیشتر از این نو شدن روزگار، آن زخمهای کهنه ام را باور میکنم...
خانه ای که داشتی را نتکاندم امسال..
این هفتاد هشتاد تکان در دقیقه اش را هم ببخش، عادت است نه خانه تکانی!
تقصیر خودت بود که روی گسل فعال یک سینه کویری خانه ساختی..
سرت سلامت اگر خانه جدیدم در گونی کهنگیهای دورریزت میشود..
من.ساده. ۱فروردین ۹۳
فیل هم که باشی
خستگی چشمانت را نه خرطومت میپوشاند و نه گوشهایت...
حالا به هیبتت هم نمی آید، خب نیاید!
وقتی اخبار شبانگاهی اعلام میکند کوهی خسته از دلتنگی، شبی با پای خود به روستای چوپانی رفت که چندروزیست نیامده تا لالایی فلوت برای قیلوله کوهستان بخواند، من چه چیز را پنهان کنم؟
حالا بگذریم که نام این حجم دلتنگی را رانش زمین گذاشته اند تا عشق همچنان فرهادی بماند و تنها کام خسروها شیرین شود...
من.ساده 20 بهمن 92
تلاش میکردم بیهوده نباشد این خیال،
اما چه میشد کرد وقتی مثل مردگان دیگر دستم از دنیایت کوتاه شده بود...!
هرچند سرد و یخ زده، حدیث نیاز دلم را بزبانم رساندم،
و به باد سپردم
پیغام دوستت دارم را!
ناگهان
ابر ماه را درآغوش کشید!!
آسمان روگرفت و قرمزشد!!
وسعت دل کوچک گنجشک را هوای ماده اش پرکرد و گنجشک به خانه برگشت!!
چترها برسرمعشوقکان خیابان بازشد!!
باران بارید..
بوی کاهگل بلند شد و کوچه ها هم عاشق شدند!!
اما تو...
..
بیچاره من،
به باد اعتماد کرده بودم..!
من.ساده 23 دی 92
این چینین نگاهم نکن!
حالم این خنده های تاریخ گذشته لبهایم نیست که می بینی..!
حکایت خنده هایم، حکایت دختر نافرمانی بود که خسته از بی توجهی پدر، گریزان از حجابی اجباری! طغیان کرد....
کنترلش از دستم در رفت و بیرونش کردم از دلم
و اکنون این شد که میبینی؛
خنده هایم تن فروشی می کنند..!!
و تو معصومیت از دست رفته او را می بینی و سر تکان می دهی، فساد اخلاقی چارراه تنهایی ام را...
نیشخند بارم نکن!
یادت باشد از غم اجباری دلم فراری شد، خنده های دوست داشتنی ام..
حالا من مانده ام و غمت...
من.ساده 9 دی 92